محمد مهريار

379

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

مىنويسند و باز هم عجيب است كه با اين تركيب در هيچ جاى ايران نظيرى براى آن نيست ، فقط يك دريچه در اليگودرز ديده شد ولى ظاهرا در اين صورت ( دريچه ) جزء اول با « ياء » حاصل مصدرى از همان « در » است و يا آنكه « ياء » وصفى است و « چه » علامت تصغير . واژه‌شناسى : در به ضم اول به معنى گوهر واژه‌اى است كه هم در عربى و هم در فارسى به كار مىرود . ظاهرا اصل آن فارسى است و در زبان عربى بيشتر به صورت « درّه » ( مفرد ) و جمع آن « درر » و « درات » رايج و مصطلح است . در فارسى جز در صورت شعرى كمتر با تشديد ديده مىشود ، گاهى هم آن را در ادب فارسى با تشديد مىآورند ناصر خسرو گويد : من آنم كه در پاى خوكان نريزم * مر اين قيمتى درّ نظم درى را به‌هرصورت اين واژه به همين صورتها به ما رسيده ولى به حكم اينكه هرسه ديه آباد و پرجمعيت و در دهستانى با نام قديم و باشكوه واقع شده‌اند ، نمىتوان به قدمت و سابقهء نامگذارى آنها اعتقاد نداشت . در تركيب آن هم « در + چه » جزء آخر بىشك علامت تصغير است يعنى در كوچك . به ديه ديگرى در دامنهء كركس بايد اشاره كنيم كه محلى است تفريحى و كوهستانى به اسم لادريچه ( لادرچه ) اين ديه خيلى كوچك است و دربارهء ويژگيهاى آن تفصيلى لازم نيست . همين‌قدر مىگوييم كه جزء اول آن « لا » به‌معناى محل رسوب آب است و يا فاصلهء ما بين دو دره كه در عناوين متعدد « لا » ذكر آن آمده است و جزء دوم آن « درچه » همين است كه در اين عنوان آورديم . تنبيه : بر اثر طول دقت در نامگذارى امكنه ، انديشه‌اى قريب به يقين بر نويسنده حاصل شده است كه « در » به ضم اول مخفف و صورت ديگرى از « آذر » به معناى آتشكده است و مىتوان انديشيد كه درچه يعنى آتشكده‌اى كوچك . بايد دانست كه آتش به معناى آتشكده در عرف عامهء بهدينى رايج بوده است و متناسب با محل آتشها نامبردار بوده است . آتش بهرام بزرگترين آتش دانسته مىشده يعنى آتش شهر و كشور و زان‌پس آتشكده‌هاى ديگر تا به آتشكده محله مىرسيده است و آن را صرفا آتشكده مىناميده‌اند و درچه يعنى آتش كوچك قريه ، البته اين سخن گمانى بيش نيست تا در آن تحقيق شود . « 1 »

--> ( 1 ) - ن . ك . به : هفتادر و درميان در همين فرهنگ و همچنين : محمد معين ، مزديسنا فصل آتش و آتشكده .